تبليغاتX
چه غریب ما ندی ای دل نه غمی نه غمگساری/نــه بــه ا نـتـظـــار یــاری ، نــه ز یـــار ا نـتــظــاری/غــم اگــر بــه کــوه گـویــم، بــگـریــزد و بــریــزد/کــه دگــر بــدیـن گــرا نـی نـتـوان کشیــد بــاری/سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته‌ ست/تــو بـکــش که تا نیفـتـد دگـرم بـه شـب گـذاری/نه چنان شکسـت پشتـم که دوبـاره سـر بـرآرم/منـم آن درخـت پیـری که نـداشـت بـرگ و بـاری نقطه چین

نقطه چین

ببخش مرا/همیشه دوست داشتنی/اگر در دلم جایی مانده بود/ بخدا روی کاغذ گریه نمی کردم

شروع وسوسه ات عصر نيمه ي اسفند

سلام دخترِ آقا ... سلام ... {يك لبخند}

 

وَ پنج ماهِ تمام از تو عشق دزديدم

چگونه دل به تو دادم؟ چرا؟ نفهميدم!!

 

تمام دلخوشي ام شد صداي تو – تلفن-

شبانه هاي غريبم به جاي تو تلفن

 

چقدر گريه كنم پشت خطّ ايرانسل؟

تورا نفس بكشم در لباس و عطر شنل؟

 

مسافرت به چه شوقي؟ به شوق ديدن تو

كنار پنجره ها تشنه ي رسيدن تو

 

چقدر عاشقتم مرد خشك و سخت و چغر

چه عشق گيج غريبي شبيه Pink Panter

 

بيا به داد دلم {اين فقط شكسته} برس

چقدر منتظرم زنگ، نامه يا SMS!

 

مكان: سكوت عميقم اتاق آبي و پير

زمان: درست غروبي سياه 18 تير

 

مني كه منتظرم مرد قصه ام باشي

تورا كنار خودم كنج برگ نقاشي -

 

كشيده ام كه بگويم چقدر دلتنگم

به شوق آمدنت با سكوت مي جنگم.

===

سلام

این پی نوشت رو می نویسم تا از دوستی که به نام ONE  پیام میگذاره تشکر کنم و بگم ۴ پاره اش بسیار زیبا بود.

*****

سلام مجدد

یکسال گذشت ... کسی باورش میشه؟ ... یکساله دیگه نمیاد تو صفحه تلویزیون لبخند بزنه ... دوست ندارم ... هیچ این وضعیت رو دوست ندارم که یه جا بنشینم و رفتن تک تک اونهایی که دوستشون دارم رو ببینم ... خسرو شکیبایی عزیز ... سالمرگت رو به خودم و به همه ی اونایی که دوستت داشتن و دارن تسلیت می گم ... دلم خیلی برات تنگ شده .. تو یکی از بهترین ها بودی و هستی

نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 11:50 توسط هدی به نژاد (شمیم)| |

Design By : Night Melody