تبليغاتX
چه غریب ما ندی ای دل نه غمی نه غمگساری/نــه بــه ا نـتـظـــار یــاری ، نــه ز یـــار ا نـتــظــاری/غــم اگــر بــه کــوه گـویــم، بــگـریــزد و بــریــزد/کــه دگــر بــدیـن گــرا نـی نـتـوان کشیــد بــاری/سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته‌ ست/تــو بـکــش که تا نیفـتـد دگـرم بـه شـب گـذاری/نه چنان شکسـت پشتـم که دوبـاره سـر بـرآرم/منـم آن درخـت پیـری که نـداشـت بـرگ و بـاری نقطه چین

نقطه چین

ببخش مرا/همیشه دوست داشتنی/اگر در دلم جایی مانده بود/ بخدا روی کاغذ گریه نمی کردم

دوباره خلوت تختم،دوباره عطر تنت

و ارتعاش تنم در تماس با بدنت

 دوباره خستگی از من دوباره بوسه‏ ی تو

دوباره تن به تنم داده بوی پیرهنت


 

به یاد کودکی‏ات چادری سرم بنداز

که مرد قصه تو باشی و من دوباره زنت!   

 

چه اتفاق بزرگی، کنار من باشی!

شبیه رنگ جنون در رگم رها شدنت

 

و غنچه غنچه شکفتن درون آغوشت

به احترام نگاهت و بوسه‏ی خفنت!

 

مهاجرت به تنت/ اتفاق زیبائیست

همین تصادف جالب مساحتم/ وطنت!

نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت 21:29 توسط هدی به نژاد (شمیم)| |

Design By : Night Melody