تبليغاتX
تو دروغی حتی دیو قصه بد نیس مث تو / کشتن باغچه رو پائیزم بلد نیس مث تو / حالی از خالی ترین غروب پائیزی پرم / نمی تونم با دو دستم بدیهاتو بشمرم /کاشکی چشمات واسه پرپر زدنم گریه می کرد / تن تازه ات واسه زخمای تنم گریه می کرد / کاشکی چشمات توی تاریکی به دادم می رسید / واسه بی حجله عروسی که منم گریه می کرد .... شهیار قنبری نقطه چین - واسه من عید و محرم نداره






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


نقطه چین

ببخش مرا/همیشه دوست داشتنی/اگر در دلم جایی مانده بود/ بخدا روی کاغذ گریه نمی کردم

بازم اين پنجره رو وا مي كنم

رو به لحظه هاي سرد بي كسي

چه بهار باشه چه پائيز مي دونم

نمياي! به داد من نمي رسي!

 

مي دونم؛ عيد و محرَّم نداره!

واسه من هميشه زندگي عزاس!

انگاري دل و حساب من يكي

هميشه دوره وُ از همه جداس

 

هيچي تو دنياي سرد و زردتون

لبامو به خنده وا نمي كنه

غم تنهايي منو مي جَوِه وُ

دردمو هيچي دوا نمي كنه

 

گم شدم بد جوري، پيدا نميشم

تو هزارتوي سياه زندگي

وقتي هيچكي پاي حرفت نشينه

چي مي توني، چي اَصَن داري بگي؟

 

توي تيكه تيكه ي آينه ها

خودمو زخمي تر از قبل مي بينم

وقتي ذهنم پُرِ پائيزه بگو

چطوري سفره ي هَف سين بچينم؟

 

مث اون ماهي ريز قرمزم

توي تنگ سرد و بي آب زمين

چشم به راه لحظه ي تحويل عمر!

منو با چشماي منتظر ببين

 

گردش فصل هميشه زردمو

مي تونه دست تو زير و رو كنه

مي تونه آغوش مهربون تو

منو با آينه روبرو كنه

+نوشته شده در یکشنبه 2 فروردین1388ساعت0:1توسط هدی به نژاد (شمیم) | |