تبليغاتX
تو دروغی حتی دیو قصه بد نیس مث تو / کشتن باغچه رو پائیزم بلد نیس مث تو / حالی از خالی ترین غروب پائیزی پرم / نمی تونم با دو دستم بدیهاتو بشمرم /کاشکی چشمات واسه پرپر زدنم گریه می کرد / تن تازه ات واسه زخمای تنم گریه می کرد / کاشکی چشمات توی تاریکی به دادم می رسید / واسه بی حجله عروسی که منم گریه می کرد .... شهیار قنبری نقطه چین - تله کام






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


نقطه چین

ببخش مرا/همیشه دوست داشتنی/اگر در دلم جایی مانده بود/ بخدا روی کاغذ گریه نمی کردم

من و تمام شبم التماس يك آغوش

تماس هاي مكرر به گوشي خاموش

 

صداي نازك يك زن به جاي پاسخ تو

به طعنه وُ به كنايه كه: «نيست! رفته! برو!»

 

و اشك هاي تر من به روي بالش سرد

چكيده هاي غريبي كه مرد من برگرد!

 

تو نيستي و نبودي كنار من اي كاش

و التماس عروسك: «مراقب من باش!»

 

صداي جيغ بنفشم «نرو! نه! من اينجام!»

تباني تو وُ اين شركت بد Telecom!

 

شماره پشت سرهم صداي صفحه كليد

نفس نفس زدن من! پُرم از اين ترديد

 

و بغض مي بُرَدَم مثل تيغ جراحي!!

شبيه جمله ي وحشت: «مرا نمي خواهي؟»

 

صداي هق هق زن پشت سيم هاي سكوت

من، ارتفاع اتاقم، پياده رو و سقوط!

+نوشته شده در شنبه 8 فروردین1388ساعت23:24توسط هدی به نژاد (شمیم) | |