تبليغاتX
تو دروغی حتی دیو قصه بد نیس مث تو / کشتن باغچه رو پائیزم بلد نیس مث تو / حالی از خالی ترین غروب پائیزی پرم / نمی تونم با دو دستم بدیهاتو بشمرم /کاشکی چشمات واسه پرپر زدنم گریه می کرد / تن تازه ات واسه زخمای تنم گریه می کرد / کاشکی چشمات توی تاریکی به دادم می رسید / واسه بی حجله عروسی که منم گریه می کرد .... شهیار قنبری نقطه چین - عقده های بد اساطیری






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


نقطه چین

ببخش مرا/همیشه دوست داشتنی/اگر در دلم جایی مانده بود/ بخدا روی کاغذ گریه نمی کردم

گاه گاهي رها نوشته شدم

در "كتاب مقدس" "دوبوار"

كنج تاريكي هميشگي ام

در سكانس "توهم" "رنوار"

 

سوختم در حريق چشمانت

پا به پاي قداست "ژاندارك"

از تو حالا نوشتني شده ام

بين اسناد مانده از "پلوتارك"

 

دكمه هاي سفيد با نت "Mi"

گريه هاي پيانوي "موتسارت"

دكمه هاي سياه با نت "La"

حرفهاي فقط يقين "دكارت"!

 

با ترانه چقدر ضجه زدم

باش من، نه!"" Un-break my heart!

قي شدم از گلوي مسمومم

بعد تو، جام سمّي سقراط!

 

از "شَغاد" پليد "رستم" كش

تا شريك شبانه ي "مِمْنُون"

تير خوردن – برادرت بزند!-

و خيانت ... و همسر فرعون!

 

شك به اصل قشنگ اطمينان

تن سپردن به ذهن "سوفسطا"

"مسخ" بودن درون تنهايي

پشت ذهن تكيده ي "كافكا"

 

 

مثل موجي تنم پر از درد است

پرم از زخم هاي "نيچه" شدن!

دختر فصل هاي تكراري

گيج سيّال حسّ گنگ "شوپَن"!

 

رنده شد در خودش دلم هرشب

خوني و زخمي از غم تو نوشت

عاقبت قو نمي شد اين احساس

مانده با حس "جوجه اردك زشت"!

 

مثل يك اتفاق افتادم

از درختي كه تكيه گاهم بود

"نيوتن" گرم كشف "جاذبه" بود

سرخي من درون من فرسود!

===

کلمات خاص رو لینک دادم تا نقطه ی ابهامی نباشه

دیر به دیر اومدنم رو ببخشید

+نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت15:36توسط هدی به نژاد (شمیم) | |